تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 
 
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم
 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 

گر دورم

اگر حرفم صدایش کهنه است

من صدایم را به لحن عشق ،شیدا میکنم

تا شقایقم ببیند در صدایم دلنویس کهنه خویش

هوای مرگ سهراب

سکوت عشق شیرین

تو از دوری برایم حرف اور

من نفس ،در سینه جان میدم که بیدار نشینم

و ببینم

که دورم اما

عشق شیرینی یک لحظه ی توست

 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 

فاصله ها تقدیرند

لیک احساس من از چشمه پاکی به اندازه روحی پر ایمان شده است

نازنین دل من

آفتاب که از روی زمین برخیزد

شبی از خاک به دیدار خدا خواهم رفت

من نمیخواهم بهارم

پی تقدیر

به اندازه پاییز پر از غم باشد

نفس ترانه هایم شعله ی اتش باشد!

 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 

گفتی فردا همه چیز درست میشه

گریه نکن . اشک نریز

وقتی بیدار میشی

من هنوز آنجام

وقتی بیدار میشی

با ترسهات مبارزه میکنی

حالا قلبم رو پس میگیرم

عکسهاتو رو زمین میگذارم

خاطره هام رو پس میگیرم

دیگه طاقت ندارم

از شدت گریه اشکهام خشکید

حالا که رو به روی گذشته قرار گرفتم

و عشقی که به من داشتی

فقط کمی بیشتر زمان لازم بود

کمی بیشتر تا ببینم

اون نوری که زندگی بهت میده

و اون آزادی رو

حالا قلبم رو پس میگیرم

عکسهاتو رو زمین میگذارم

خاطره هام رو پس میگیرم

دیگه تحملش رو ندارم

از شدت گریه اشکهام خشکید

اون عشقی که به من داشتی

اشکهام رو ناپدید کرد

در آخر سخنی از چه گوارا :

دستانم بوی گل میداد . مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند . اما هیچ کس فکر نکرد که شاید

یک گل کاشته باشم .

 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده ی شب می کشم

چراغ های رابطه ی تاریکند

چراغ های رابطه ی تاریکند

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میمهانی گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است.

 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از

دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم

در آن لحظات شانه های تو کجا بود


گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات

بودنت برمن تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی .

من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را

به نظاره نشسته بودم



گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟



گفت : عزیزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید

عروج می کند ،اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز

هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه

شاد بود .



گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟



گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز

گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز از هر چه هست از این راه نرو

که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید



گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟




گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی

نگفتی ، بارها گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی آخر تو

بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی .



گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟



گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را

نشنوم ، تو بازگفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من می دانستم

تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگر نه همان بار اول شفایت می دادم



گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت ...
 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 
گویند در آسمان فرشتگانی بودند که سرنوشت آدمیان را با جوهر طلایی و قلم نقره ای بر پیشانی شان مینوشتند .نوبت به ما که رسید جوهر طلایی ریخت و قلم نقره ای شکست ،برای ما با ذغال سیاه نوشتند.
 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 
تو کلبه توی بیشه رو بخار گرم شیشه مینویسم با تو هستم از گذشته تاهمیشه
 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 
دل بستن مثل پرت کردن یه سنگ تو دریاست و دل کندن مثل پیدا کردن همون سنگه
 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 
من رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمی دانم سرم قربان آن دشمن که رنگی از وفا دارد
 
 
 |    نوشته شده توسط مهدی نتاج
 
 
 

pctfx3.3

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهيه وب پورتال اختصاصي برنامه نويسي تحت وب